→ دیوان اشعارمشتاق اصفهانی
مشتاق اصفهانی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱پیوسته ذلیل آشنا و خویشم←شمارهٔ ۱۶۲از ناله مرغ بیپروبال دلم←شمارهٔ ۱۶۳نه ساکن باغ و نه مقیم چمنم←شمارهٔ ۱۶۴من شیوه آن بهانه جو میدانم←شمارهٔ ۱۶۵ناگاه طلسم جسم را میشکنم←شمارهٔ ۱۶۶کو مرغ باین بیپروبالی که منم←شمارهٔ ۱۶۷زاهد توئی و فضائل کسب علوم←شمارهٔ ۱۶۸با فقر ز دنیا نه عبث ساختهایم←شمارهٔ ۱۶۹پیدا چو گهر ز قطره آب شدیم←شمارهٔ ۱۷۰اکنون نه ز نخل عشق برخورداریم←شمارهٔ ۱۷۱هر شب ز غم تو سیمتن میگریم←شمارهٔ ۱۷۲از جور سپهر واژگون میگریم←شمارهٔ ۱۷۳در وحدت آن جان جهان هست سخن←شمارهٔ ۱۷۴تن مایل درد و روح مایلتر از آن←شمارهٔ ۱۷۵درد تو بود نهفته در جان کردن←شمارهٔ ۱۷۶یکروز بوصل کامرانی کردن←شمارهٔ ۱۷۷نه دم ز بلندی و نه از پستی زن←شمارهٔ ۱۷۸از عشق بتی شور چو قلزم میکن←شمارهٔ ۱۷۹روشن کند اشک لالهگون دل من←شمارهٔ ۱۸۰باشد ز سرشگ لالهگون دل من←شمارهٔ ۱۸۱رفتی تو و اشک لالهگون دل من←شمارهٔ ۱۸۲گو همره اشک لالهگون دل من←شمارهٔ ۱۸۳طفلی که چو اشک لالهگون دل من←شمارهٔ ۱۸۴از نعت نبی است در جنان مسکن من←شمارهٔ ۱۸۵ایگل که ترا هست عذار گلگون←شمارهٔ ۱۸۶بود از لیلی بسکه جگر خون مجنون←شمارهٔ ۱۸۷از کوشش غیر ای تو از حوری به←شمارهٔ ۱۸۸ای کوی تو از خلد و تو از حوری به←شمارهٔ ۱۸۹ای نور تو شمع بزم مردم گشته←شمارهٔ ۱۹۰شوخی که رهم در طلبش گمگشته←شمارهٔ ۱۹۱در وادی عشقت دل من گم گشته←شمارهٔ ۱۹۲ای قلزم سرگرم تلاطم گشته←شمارهٔ ۱۹۳ای ز آب و هوای دیر مردم گشته←شمارهٔ ۱۹۴ای گشته جماد و باز مردم گشته←شمارهٔ ۱۹۵سرگشته پدید زاهد گم گشته←شمارهٔ ۱۹۶گر جا بحرم ور به کلیسا کرده←شمارهٔ ۱۹۷ای با همه آشنا ز ما بیگانه←شمارهٔ ۱۹۸هرگز ز توام غیر دلآزاری نه←شمارهٔ ۱۹۹ایخسته دلم همیشه رنجور از تو←شمارهٔ ۲۰۰ای عشق بیا از همه فن به فن تو←