→ دیوان اشعارصائب
صائب
تکبیتهای برگزیده
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
تکبیت شمارهٔ ۵۶۱دل ز جمعیت اسباب چو برداشتنی است←تکبیت شمارهٔ ۵۶۲من به اوج لامکان بردم، وگرنه پیش ازین←تکبیت شمارهٔ ۵۶۳قاصدان را یکقلم نومید کردن خوب نیست←تکبیت شمارهٔ ۵۶۴آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع←تکبیت شمارهٔ ۵۶۵بر سر کوی تو غوغای قیامت میبود←تکبیت شمارهٔ ۵۶۶بی خبر میگذرد عمر گرامی، افسوس←تکبیت شمارهٔ ۵۶۷بوستان، از شاخ گل، دستی که بالا کرده بود←تکبیت شمارهٔ ۵۶۸خو به هجران کرده را ظرف شراب وصل نیست←تکبیت شمارهٔ ۵۶۹منت خشک است بار خاطر آزادگان←تکبیت شمارهٔ ۵۷۰ز روزگار جوانی خبر چه میپرسی ؟←تکبیت شمارهٔ ۵۷۱چون شمع، با سری که به یک موی بسته است←تکبیت شمارهٔ ۵۷۲زمن مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت ؟←تکبیت شمارهٔ ۵۷۳مکن به خوردن خشم و غضب ملامت من←تکبیت شمارهٔ ۵۷۴همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت←تکبیت شمارهٔ ۵۷۵بی حاصلی نگر که شماریم مغتنم←تکبیت شمارهٔ ۵۷۶دلم ز منت آب حیات گشت سیاه←تکبیت شمارهٔ ۵۷۷زلف مشکین تو یک عمر تامل دارد←تکبیت شمارهٔ ۵۷۸تا نهادم پای در وحشت سرای روزگار←تکبیت شمارهٔ ۵۷۹نوبهار زندگی، چون غنچه نشکفتهام←تکبیت شمارهٔ ۵۸۰به کلک قاعده دانی شکستگی مرساد←تکبیت شمارهٔ ۵۸۱در پیش غنچهٔ دهن دلفریب او←تکبیت شمارهٔ ۵۸۲فغان که کوهکن ساده دل نمیداند←تکبیت شمارهٔ ۵۸۳من گرفتم که قمار از همه عالم بردی←تکبیت شمارهٔ ۵۸۴خم چو گردد قد افراخته میباید رفت←تکبیت شمارهٔ ۵۸۵ساقی! تو را که دست و دلی هست می بنوش←تکبیت شمارهٔ ۵۸۶خوش وقت رهروی که درین باغ چون نسیم←تکبیت شمارهٔ ۵۸۷جان به این غمکده آمد که سبک برگردد←تکبیت شمارهٔ ۵۸۸آه کز کودک مزاجیهای ابنای زمان←تکبیت شمارهٔ ۵۸۹شیشه با سنگ و قدح با محتسب یکرنگ شد←تکبیت شمارهٔ ۵۹۰دامن پاکان ندارد تاب دست انداز عشق←تکبیت شمارهٔ ۵۹۱دلم زگریهٔ مستانه هم صفا نگرفت←تکبیت شمارهٔ ۵۹۲چون صبح اگر عزیمت صادق مدد کند←تکبیت شمارهٔ ۵۹۳از ما به گفتگو دل و جان میتوان گرفت←تکبیت شمارهٔ ۵۹۴از شیر مادرست به من می حلال تر←تکبیت شمارهٔ ۵۹۵محضر قتلش به مهر بال و پر آماده شد←تکبیت شمارهٔ ۵۹۶روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار←تکبیت شمارهٔ ۵۹۷هر که آمد در غم آبادجهان، چون گردباد←تکبیت شمارهٔ ۵۹۸وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود←تکبیت شمارهٔ ۵۹۹نتوان به دستگیری اخوان ز راه رفت←تکبیت شمارهٔ ۶۰۰تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت←