→ دیوان اشعارصائب
صائب
تکبیتهای برگزیده
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۱هر کسی تخمی به خاک افشاند و ما دیوانگان←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۲بر دانهٔ ناپخته دویدیم چو آدم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۳نفسی چند که در غم گذراندن ستم است←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۴ستم به خویش ز کوتاهی زبان کردیم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۵بنای خانه بدوشی بلند کردهٔ ماست←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۶آستین بر هر چه افشاندیم، دست ما گرفت←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۷ما سیه بختان تفاوت را قلم بر سر زدیم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۸نیست ممکن از پشیمانی کسی نقصان کند←تکبیت شمارهٔ ۱۲۴۹خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۰هر دم از ماتم برگی نتوان آه کشید←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۱حاصل ما ز عزیزان سفر کردهٔ خویش←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۲دستش به چیدن سر ما کار تیغ کرد←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۳کم نشد در سربلندی فیض ما چون آفتاب←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۴آسودگی کنج قفس کرد تلافی←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۵دست کوتاه ز دامان گل و پا در گل←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۶داغ عشق تو ز اندازهٔ ما افزون است←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۷از حادثه لرزند به خود قصر نشینان←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۸در تلافی، میوهٔ شیرین به دامن میدهیم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۵۹دست کرم ز رشتهٔ تسبیح بردهایم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۰نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۱منعمان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۲یوسف به زر قلب فروشان دگرانند←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۳عنان گسستهتر از سیل در بیابانیم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۴نظر به عالم بالاست ما ضعیفان را←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۵چه فتاده است بر آییم چو یوسف از چاه؟←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۶چیدهایم از دو جهان دامن الفت چون سرو←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۷دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۸دیوانهام ولیک بغیر از دو زلف یار←تکبیت شمارهٔ ۱۲۶۹چون صبح، خنده با جگر چاک میزنیم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۰بیاض گردن او گر به دست ما افتد←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۱دشمن خانگی آدم خاکی است زمین←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۲پیش ازان کز یکدگر ریزیم چون قصر حباب←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۳لذت نمانده است در آیندهٔ حیات←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۴خضر با عمر ابد پوشیده جولان میکند←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۵طاعت ما نیست غیر از شستن دست از جهان←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۶آن سوخته جانم که اگر چون شرر از خلق←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۷آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۸وفا و مردمی از روزگار دارم چشم←تکبیت شمارهٔ ۱۲۷۹دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند←تکبیت شمارهٔ ۱۲۸۰سر ما در قدم دار فنا افتاده است←