→ دیوان اشعارصائب
صائب
تکبیتهای برگزیده
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
تکبیت شمارهٔ ۲۸۱هرچَند دیدهها را، نادیده میشُماری←تکبیت شمارهٔ ۲۸۲گفتیم: وقتِ پیری، در گوشهای نشینیم←تکبیت شمارهٔ ۲۸۳خوش بُوَد، دَر قَدَمِ صافدِلان، جاندادن←تکبیت شمارهٔ ۲۸۴ما از تو جداییم، به صورت، نه به معنی←تکبیت شمارهٔ ۲۸۵مهرهٔ گل، پی بازیچهٔ اطفال خوش است←تکبیت شمارهٔ ۲۸۶تیره روزیم، ولی شب همه شب میسوزد←تکبیت شمارهٔ ۲۸۷تو پا به دامن منزل بکش که تا دامن←تکبیت شمارهٔ ۲۸۸دولتِ بیدار، اگر یکچند بیخوابی کشید←تکبیت شمارهٔ ۲۸۹مَرا از قیدِ مذهبها، بُرون آوَرْد، عشقِ او←تکبیت شمارهٔ ۲۹۰به یک کرشمه که در کارِ آسمان کردی←تکبیت شمارهٔ ۲۹۱گفتوگوی کفر و دین، آخر به یکجا میکِشَد←تکبیت شمارهٔ ۲۹۲بر کلاه خود حبابآسا چه میلرزی، که شد←تکبیت شمارهٔ ۲۹۳تا کَرد تَرکِ مِی دِلَم، یک شربتْ آبِ خوش نَخورد←تکبیت شمارهٔ ۲۹۴نمیبود اینقَدَر خوابِ غرورِ دِلبَران، سنگین←تکبیت شمارهٔ ۲۹۵دِلَم به پاکیِ دامانِ غنچه میلرزد←تکبیت شمارهٔ ۲۹۶صحبت غنیمت است به هم چون رسیدهایم←تکبیت شمارهٔ ۲۹۷نیست صائب ملک تنگ بیغمی جای دو شاه←تکبیت شمارهٔ ۲۹۸چو فَردِ آیِنه، با کاینات، یِکرو باش←تکبیت شمارهٔ ۲۹۹جُز اینکه داد سَرِ خویش را به باد، حباب←تکبیت شمارهٔ ۳۰۰چُنان که: شیر، کُنَد خوابِ طفل را، شیرین←تکبیت شمارهٔ ۳۰۱نمیخلد به دلی نالهٔ شکایت من←تکبیت شمارهٔ ۳۰۲از رُخاَت، آیینه را، خوشدولتی، رو داده است←تکبیت شمارهٔ ۳۰۳بهشت بر مژه تصویر میکند مهتاب←تکبیت شمارهٔ ۳۰۴فروغ صحبت روشندلان غنیمت دان←تکبیت شمارهٔ ۳۰۵ایمنی جستم ز ویرانی، ندانستم که چرخ←تکبیت شمارهٔ ۳۰۶شاه و گدا، به دیدهی دریادِلان، یکی است←تکبیت شمارهٔ ۳۰۷از چشم نیممست تو با یک جهان شراب←تکبیت شمارهٔ ۳۰۸من در حجاب عشقم و او در نقاب شرم←تکبیت شمارهٔ ۳۰۹به احتیاط ز دست خضر پیاله بگیر←تکبیت شمارهٔ ۳۱۰مجوی در سفر بیخودی مقام از من←تکبیت شمارهٔ ۳۱۱بُوَد زِ وضعِ جهان، هایهایِ گریهی من←تکبیت شمارهٔ ۳۱۲من آن شکسته بنایم درین خراب آباد←تکبیت شمارهٔ ۳۱۳اهلِ همّت را، مکرّر دردِسَر دادن، خطاست←تکبیت شمارهٔ ۳۱۴آبرو در پیش ساغر ریختن دونهمتی است←تکبیت شمارهٔ ۳۱۵معیارِ دوستانِ دَغَل، روزِ حاجت است←تکبیت شمارهٔ ۳۱۶خاکیان پاک طینت، دانهٔ یک سبحهاند←تکبیت شمارهٔ ۳۱۷واسوختگی شیوهٔ ما نیست، و گرنه←تکبیت شمارهٔ ۳۱۸خودنمایی نیست کار خاکساران، ور نه من←تکبیت شمارهٔ ۳۱۹بس که گشتم مضطرب از لطف بیاندازهاش←تکبیت شمارهٔ ۳۲۰صد عُقده، زهدِ خُشک، به کارم فِکَنده بود←