شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارواعظ قزوینی
واعظ قزوینی

رباعیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱زین باغ، که در وی گل شادی خودروست←شمارهٔ ۴۲ای آنکه دلت جز بهوس مایل نیست←شمارهٔ ۴۳ای آنکه ترا جز غلیان همدم نیست←شمارهٔ ۴۴کس را چو زبان نرم خود همدم نیست!←شمارهٔ ۴۵امید ز هر که هست، باید برداشت←شمارهٔ ۴۶هر بی جگری ز تنگ دنیا نگذشت←شمارهٔ ۴۷بر درگه خلق، بندگی ما را کشت←شمارهٔ ۴۸مستی جوانیم بطاعت چو نهشت←شمارهٔ ۴۹از بهر خلافت پیمبر بی گفت←شمارهٔ ۵۰دنیا، که بجلوه میکند مفتونت←شمارهٔ ۵۱عزت، ثمر فروتنی میگردد←شمارهٔ ۵۲ای آنکه همیشه در پی خوابی و خورد←شمارهٔ ۵۳گه در غم پوششی و، گه در غم خورد←شمارهٔ ۵۴عمر تو بفکر دنیی دون گذرد←شمارهٔ ۵۵بدخو، از خوی خود بدوزخ باشد←شمارهٔ ۵۶آتش اگرت ز عشق در سر باشد←شمارهٔ ۵۷دل، از غم نانی اگرت خون باشد←شمارهٔ ۵۸فرزند، برای روز بد میباشد←شمارهٔ ۵۹هرگز نه ترا دل غمین میباشد←شمارهٔ ۶۰گر شعر نه مال و ثروتم می بخشد←شمارهٔ ۶۱از جوش شباب، پر دلت بی غم شد←شمارهٔ ۶۲بی خاطر جمع، نکته دان نتوان شد←شمارهٔ ۶۳ای آنکه بجمع سیم و زر حرصت خواند←شمارهٔ ۶۴نی در سر شوق و، نی بدل پروا ماند←شمارهٔ ۶۵نی سفره، نه کاسه، نی طبق میماند←شمارهٔ ۶۶این مدعیان که راه نشناخته اند←شمارهٔ ۶۷چون دیده بینشم عطا فرمودند←شمارهٔ ۶۸ای گشته ز شب بخورد و خوابی خرسند←شمارهٔ ۶۹کس جا بدل فتادگان تا نکند←شمارهٔ ۷۰درد دل خسته را، نگفتن چه کند؟←شمارهٔ ۷۱جاهل، چو هوس بچتر شاهی فگند←شمارهٔ ۷۲طفلان، که فرح فزا و غم کاهانند←شمارهٔ ۷۳گر باده غم نصیب ما زین خم بود←شمارهٔ ۷۴گر قبله دل، نه کوی آن شاه بود←شمارهٔ ۷۵از خوی درشت، دوست نایاب شود←شمارهٔ ۷۶تا از دم گرمی سخنی سر نشود←شمارهٔ ۷۷با خلق الفت، دماغ سازی خواهد←شمارهٔ ۷۸هر کس که در این زمانه عزت جوید←شمارهٔ ۷۹زاد ره مرگ، گریه و آه ببر←شمارهٔ ۸۰از کار جهان، بترک و تجرید گذر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth