→ دیوان اشعارواعظ قزوینی
واعظ قزوینی
رباعیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱از خانه خراب کردن خلق به زور←شمارهٔ ۸۲تاکی ز شراب خواب مستی، برخیز!←شمارهٔ ۸۳در مکتب عقل، خود کتاب خود باش←شمارهٔ ۸۴ای آنکه ترا خوش غلیانیست تلاش←شمارهٔ ۸۵مو، جوهر تیغ ابروی دلجویش←شمارهٔ ۸۶ای ازلم ولانسلمت، خلق به تنگ←شمارهٔ ۸۷در دیده چرغت، ای جهان فرهنگ←شمارهٔ ۸۸چرغ تو که در صید ندانسته درنگ←شمارهٔ ۸۹از صاف دلان نیست کدورت را رنگ←شمارهٔ ۹۰هر سو به رخ تو نیست زلف شبرنگ←شمارهٔ ۹۱از واهمه چرغ تو آن زرین چنگ←شمارهٔ ۹۲برخیز شب ای همای اوج اقبال←شمارهٔ ۹۳ای آنکه نباشد از نمازت جز نام←شمارهٔ ۹۴گر دل نشدی باین دو مصرع شادم←شمارهٔ ۹۵هان کار بکن راست، که قامت شد خم←شمارهٔ ۹۶ای درد تو لیلی دل مجنونم←شمارهٔ ۹۷آن روز که بیدار از این خواب شوم←شمارهٔ ۹۸ما دشمن خویش را، بیاری زده ایم←شمارهٔ ۹۹عمری به عبث همنفس قال شدیم←شمارهٔ ۱۰۰هر چند گناه تو عظیم است عظیم←شمارهٔ ۱۰۱با اهل ستم مجوش بهر احسان←شمارهٔ ۱۰۲از صدق، سخن کند اثر در دل و جان←شمارهٔ ۱۰۳خواهی اگر از راحت کونین نشان←شمارهٔ ۱۰۴جانت نشود پاک ز گرد عصیان←شمارهٔ ۱۰۵خواهی که شود بر سر خلقت مسکن←شمارهٔ ۱۰۶خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن←شمارهٔ ۱۰۷هردم، رهم ای عشق بیک رنگ مزن←شمارهٔ ۱۰۸همراه شباب، رفت نیرو از تن←شمارهٔ ۱۰۹از گنج عطای تو، چه کم دارم من؟←شمارهٔ ۱۱۰موجود، کسی به جز تو نشمارم من!←شمارهٔ ۱۱۱کم گو، که بود سخن چو در مکنون←شمارهٔ ۱۱۲آمد پیری و، زشت شد صورت تو←شمارهٔ ۱۱۳شد وعده اگر خلاف در حضرت تو←شمارهٔ ۱۱۴واعظ چه کسست؟ کمترین بنده تو!←شمارهٔ ۱۱۵پر در پی وصل آرزوها تک و دو←شمارهٔ ۱۱۶دردی که بسوی چاره ساز آیی کو؟←شمارهٔ ۱۱۷از بهر شناساییت از لطف اله←شمارهٔ ۱۱۸ای از مرض حرص ترا دل مرده←شمارهٔ ۱۱۹شاهی خواهی، گدایی از دست مده←شمارهٔ ۱۲۰هستی نبود، جز غم و رنج و تعبی←