شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعاریغمای جندقی
یغمای جندقی

غزلیات ناتمام

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنم←شمارهٔ ۴۲گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم←شمارهٔ ۴۳چنین کآشفته زآن شاهد زنخ و آن زلف فتانم←شمارهٔ ۴۴یار جان می‌طلبد سر نگذارم چه کنم←شمارهٔ ۴۵چه رنگ بازم کآگه شود دل تو ز دردم←شمارهٔ ۴۶گر بمیرم به جفای تو عذابی است الیم←شمارهٔ ۴۷گر به می خوردن پیدا نبود دست رسم←شمارهٔ ۴۸اگر این است یغما خلق و خوی خانقه داران←شمارهٔ ۴۹آدمی سنجم به خروار، اشک می بارم به دامن←شمارهٔ ۵۰بست زاهد از ردای خویشتن←شمارهٔ ۵۱ای ثمر تو خشک و تر مایه برگ و ساز من←شمارهٔ ۵۲بر در شاه راستان کیست رهی بر آستین←شمارهٔ ۵۳چون به معلق ایستد آن مه و سر در آستین←شمارهٔ ۵۴تا ز صفاهان برفت سیف صفاهان←شمارهٔ ۵۵زیر رخشان گردن سیمین کشیده←شمارهٔ ۵۶گرفت از سیل اشکم خانه تن ساز ویرانی←شمارهٔ ۵۷بر پرند ساده مشک سوده خرمن کرده‌ای←شمارهٔ ۵۸ذوق فتراک ترا گشته فراهم سر چندی←شمارهٔ ۵۹در جهان از جهت گردن و ابرو علمی←شمارهٔ ۶۰چرب و شیرین، نغز و رنگین دل پذیری جان گواری←شمارهٔ ۶۱به نگاهی چه جوان از ره و چو پیر ببردی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth