→ سیدای نسفیسیدای نسفی
سیدای نسفی
شهر آشوب
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۳۶۱ - کلابه کارکلابه کار پسر دوش بر سر خم شد←شمارهٔ ۳۶۲ - مکتب دارشوخ مکتب دار پیش آمد مرا وقت سحر←شمارهٔ ۳۶۳ - خورده فروشدلبر خورده فروشم عاشقان را پیر کرد←شمارهٔ ۳۶۴ - میرشکارشوخ میرشکار خون خلق بی اندازه ریخت←شمارهٔ ۳۶۵ - میرشکارشوخ میرشکار دارد طبل بار خوشنوا←شمارهٔ ۳۶۶ - کشتی بانشوخ کشتی بان به خشکی کشتی خود راند و رفت←شمارهٔ ۳۶۷ - سرکا فروشدلبر سرکافروشم لطف بی اندازه داشت←شمارهٔ ۳۶۸ - دلال پیازشوخ دلال پیازم داشت قصد ترکتاز←شمارهٔ ۳۶۹ - چلپک فروشدلبر چلپک فروش از عاشقان در رهن شد←شمارهٔ ۳۷۰ - تحویل گردلبر تحویل گر با کهنه قال و قیل کرد←شمارهٔ ۳۷۱ - زرشویدلبر زرشوی از من کرد جستوجوی زر←شمارهٔ ۳۷۲ - جنگ مشتیجنگ مشتی امرد من بود شوخ فتنه گر←
→ صفحهٔ قبل۱۰ از ۱۰