شعر را زندگی کن
→ سیدای نسفیسیدای نسفی
سیدای نسفی

شهر آشوب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - حمامیشوخ حمامی که دارد آب آتشناک را←شمارهٔ ۸۲ - ترکش دوزچون کمان آن شوخ ترک شد روز باشد گوشه گیر←شمارهٔ ۸۳ - ترکش دوزدوش با آن شوخ ترکش دوز جنگ آمیختم←شمارهٔ ۸۴ - سقابا مه سقا من لب تشنه دوش آویختم←شمارهٔ ۸۵ - سرابانگفتمش با آن سرابان امردی شیرین لقا←شمارهٔ ۸۶ - کاسه گرآن نگار کاسه گر کارش بود دایم به مشت←شمارهٔ ۸۷ - مخمل فروشدلبر مخمل فروش من مرا بی تاب کرد←شمارهٔ ۸۸ - موزه دوزموزه دوز امرد که امشب دیده شد مأوای او←شمارهٔ ۸۹ - موزه دوزدر نزاکت موزه دوز من ندارد کوتهی←شمارهٔ ۹۰ - سوزنگرگفت با من ماه سوزنگر بگو ار گفتنی←شمارهٔ ۹۱ - رمالبا مه رمال گفتم نیستم بی علتی←شمارهٔ ۹۲ - نان فروشنان فروش امرد نشسته با حریفان لب به لب←شمارهٔ ۹۳ - دیوارزندلبر دیوارزن خود را به عالم کار کرد←شمارهٔ ۹۴ - دیوارزندلبر دیوارزن را دست و پا از کار ماند←شمارهٔ ۹۵ - دیوارزندلبر دیوارزن دارد عجایب کارها←شمارهٔ ۹۶ - انگشتیشوخ انگشتی که بازار از رخش افروخته←شمارهٔ ۹۷ - آشپزآشپز امرد بود استاد در علم معاش←شمارهٔ ۹۸ - آشپزآشپز امرد دلم باشد کباب هوش او←شمارهٔ ۹۹ - کبابیباشد آن شوخ کبابی دلبر عالیجناب←شمارهٔ ۱۰۰ - کیسه دوزکیسه دوز امرد که باشد کیسهٔ او پُر ز دُر←شمارهٔ ۱۰۱ - خیمه دوزخیمه دوز امرد که دارد آسمان را سرنگون←شمارهٔ ۱۰۲ - فصاددلبر فصاد من هرگه که گردد در غضب←شمارهٔ ۱۰۳ - طنبوریگفتمش با ماه طنبوری چرایی کوبکو←شمارهٔ ۱۰۴ - طنبوریشوخ طنبوری شبی با من ترنم کرد و رفت←شمارهٔ ۱۰۵ - زهتاببا مه زهتاب خود گفتم منم وصاف تو←شمارهٔ ۱۰۶ - صابون پزدلبر صابون پز من کرد سودا را درست←شمارهٔ ۱۰۷ - صابون پزشوخ صابون پز که می گویند باشد تند خو←شمارهٔ ۱۰۸ - صابون پزبامه صابون پز امشب گفتگو انگیختم←شمارهٔ ۱۰۹ - صابون‌فروشمه صابون‌فروشم دایما اشخار می‌جوید←شمارهٔ ۱۱۰ - صابون فروشدلبر صابون فروشم دل بود حیران او←شمارهٔ ۱۱۱ - بهله دوزبهله دوز امرد که باشد کیسه او پر ز مشک←شمارهٔ ۱۱۲ - اسپند سوزدلبر اسپند سوزم آتشم را کرد تیز←شمارهٔ ۱۱۳ - دیگ ریزگفتمش با دیگ ریز امرد بود حالت خلیل←شمارهٔ ۱۱۴ - کپانیاز غم آن شوخ کپانی فغان دارم چو سنج←شمارهٔ ۱۱۵ - کهنه دوزکهنه دوز امرد که دارد دایما کارش برار←شمارهٔ ۱۱۶ - کهنه روزکهنه دوز امرد که او را صاحب ده ساختم←شمارهٔ ۱۱۷ - شلغم فروشدلبر شلغم فروش خویش را دیدم ز دور←شمارهٔ ۱۱۸ - نانکششوخ نانکش عاشقان خویش را خواند پدر←شمارهٔ ۱۱۹ - واعظدلبر واعظ گشاده صفحه افسونگری←شمارهٔ ۱۲۰ - جلودارتا شد آن شوخ جلودار با من دلخسته یار←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth