→ سیدای نسفیسیدای نسفی
سیدای نسفی
شهر آشوب
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱ - جامه بافاز غم آن جامه باف امروز خواهم شد هلاک←شمارهٔ ۴۲ - جامه بافجامه باف امرد که باشد رشک ماه و آفتاب←شمارهٔ ۴۳ - جامه بافدلبر دستارباف من بود مه پیکری←شمارهٔ ۴۴ - جامه بافکجاست آن پسر جامه باف خانه او←شمارهٔ ۴۵ - جامه بافجامه باف امرد خط رخسار خود را شانه کرد←شمارهٔ ۴۶ - جامه بافجامه باف امرد که باشد دلربای شوخ و شنگ←شمارهٔ ۴۷ - جامه بافجامه باف امرد بود دیوانه او بی حساب←شمارهٔ ۴۸ - کله پزآن بت سیرابه پز آید ز دیگش بوی مشک←شمارهٔ ۴۹ - کله پزکله پز امرد پسر بسیار سودا کرد و رفت←شمارهٔ ۵۰ - کفش دوزبعد از این در خدمت آن کفشدوزم چون درفش←شمارهٔ ۵۱ - کفش دوزدست بر دامان شوخ کفشدوز امشب زدم←شمارهٔ ۵۲ - سلاخشوخ سلاخم به ظاهر دوست می گیرد مرا←شمارهٔ ۵۳ - شسته گرشسته گر امرد که باشد زیر دستش بحر و بر←شمارهٔ ۵۴ - شسته گرشسته گر امرد که رفتارش بود آب روان←شمارهٔ ۵۵ - شسته گربا نگار شسته گر گفتم تویی دریای مشک←شمارهٔ ۵۶ - عینک سازشوخ عینک ساز مهمان من افگار شد←شمارهٔ ۵۷ - عینک سازشوخ عینک ساز جای او بود در دیده ها←شمارهٔ ۵۸ - طاقی دوزشوخ طاقی دوز نرم از گفته قاضی نشد←شمارهٔ ۵۹ - طاقی دوزشوخ طاقی دوز من باشد ز مخمل بسترش←شمارهٔ ۶۰ - طاقی دوزشوخ طاقی دوز من دکان خود پوشاند و رفت←شمارهٔ ۶۱ - طاقی دوزشوخ طاقی دوز را در بزم ساقی میکنند←شمارهٔ ۶۲ - بقالشوخ بقال از دهان پسته اش گفتم سخن←شمارهٔ ۶۳ - بقالمه بقال چون سرکا بود کارش ترشرویی←شمارهٔ ۶۴ - بقالدلبر بقال را امشب به سامان ساختم←شمارهٔ ۶۵ - بقالشوخ بقال او متاع خود مرا تکلیف ساخت←شمارهٔ ۶۶ - بقالدلبر بقال دارد خلق خوب و روی نغز←شمارهٔ ۶۷ - بقالدلبر بقال با من آشنایی می کند←شمارهٔ ۶۸ - بقالدلبر بقال با من کرد سودا دلگشاد←شمارهٔ ۶۹ - بقالتا دل به آن جهود پسر مات کردهام←شمارهٔ ۷۰ - کمانگرشوخ کمانگر من دل شد نشانه او←شمارهٔ ۷۱ - کمانگرشوخ کمانگرم که دلم هست خسته اش←شمارهٔ ۷۲ - پیکبا آن نگار پیک مرا ذوق بندگیست←شمارهٔ ۷۳ - پیکآن نگار پیک باشد دلربای شوخ و شنگ←شمارهٔ ۷۴ - شاطرشوخ شاطر خانه ام را آمد و پرسید و رفت←شمارهٔ ۷۵ - گلیم فروشمه گلیم فروشم پلاس پوش آمد←شمارهٔ ۷۶ - نمدمالبا نمدمال امردی دی من سخن گفتم به چشم←شمارهٔ ۷۷ - صرافبا مه صراف گفتم خویش را یارت کنم←شمارهٔ ۷۸ - حمامیشوخ حمامی که دارد همچو آتش روی گرم←شمارهٔ ۷۹ - حمامیشوخ حمامی که از جان هستم آتش کار او←شمارهٔ ۸۰ - حمامیآب ریز امرد که او را هست روی همچو ماه←