→ صفی علیشاهصفی علیشاه
صفی علیشاه
بحرالحقایق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۲۰۱ - العالم بکسراللامشنیدی چون ز عارف داستانی←بخش ۲۰۲ - العامهشنو از عامه کاهل اقتصارند←بخش ۲۰۳ - العارالعظیمدگر عار عظیم اندر ضمیرت←بخش ۲۰۴ - العباده و العبودیه والعبودهدگر اندر عبادت کن تعقل←بخش ۲۰۵ - العبادلهعبادله بنزد مرد دانا←بخش ۲۰۶ - العباد الحقیقی و هم مظاهر الاسماءکنون از اولیا گویم که درسر←بخش ۲۰۷ - عبداللهبود عبدالله آنکو اندر او حق←بخش ۲۰۸ - عبدالرحمنخود آن کو عبد رحمن از یقین است←بخش ۲۰۹ - عبدالرحیمدگر عبدالرحیم آنست در نص←بخش ۲۱۰ - عبدالملکبود عبدالملک کو بیتوقف←بخش ۲۱۱ - عبدالقدوسولیی کوست نامش عبد قدوس←بخش ۲۱۲ - عبدالسلامولیی باز کو عبدالسلام است←بخش ۲۱۳ - عبدالمؤمنز عبدالمؤمنت گویم معاین←بخش ۲۱۴ - عبدالمهیمنبود عبدالمهیمن آنکه مشهود←بخش ۲۱۵ - عبدالعزیزدگر عبدالعزیز آن در تمیز است←بخش ۲۱۶ - عبدالجباردگر عبدی که بر وی اسم جبار←بخش ۲۱۷ - عبدالمتکبرکسی شد مظهر وصف تکبر←بخش ۲۱۸ - عبدالخالقز عبدالخالق ارپرسی هویداست←بخش ۲۱۹ - عبدالباریز عبدالباری ار علمت ادیب است←بخش ۲۲۰ - عبدالمصورولیی کو بود عبدالمصور←بخش ۲۲۱ - عبدالغفارکسی کو مظهر غفار باشد←بخش ۲۲۲ - عبدالقهاردگر هم عبدقهار است در کار←بخش ۲۲۳ - عبدالوهابدگر باشد ولیی عبد وهاب←بخش ۲۲۴ - عبدالرزقولیی عبد رزاقش بود نام←بخش ۲۲۵ - عبدالفتاحچو نور اسم الفتاح برتافت←بخش ۲۲۶ - عبدالعلیمبود عبدالعلیم آنکس که معلوم←بخش ۲۲۷ - عبدالقابضتو عبدالقابض آنرا دان زحالش←بخش ۲۲۸ - عبدالباسطتو عبدالباسط آنرا دان که مبسوط←بخش ۲۲۹ - عبدالخافضز عبدالخافضت گویم بیانی←بخش ۲۳۰ - عبدالرافعزاسم رافعست اینجمله رفعت←بخش ۲۳۱ - عبدالمعزکند عبدالمعز را در تولی←بخش ۲۳۲ - عبدالمذلبود عبدالمذل در علم و احوال←بخش ۲۳۳ - عبدالسمیع و البصیربود عبدالسمیع آنکس که ز اشیاء←بخش ۲۳۴ - عبدالحکممیان بندگان عبدالحکم را←بخش ۲۳۵ - عبدالعدلز عبدالعدل گویم با تو حالی←بخش ۲۳۶ - عبداللطیفخود آن عبداللطیف اندر مقام است←بخش ۲۳۷ - عبدالخبیردگر هم زاولیا عبدالخبیر است←بخش ۲۳۸ - عبدالحلیمبود عبدالحلیم آنکس که تعجیل←بخش ۲۳۹ - عبدالعظیمبود عبدالعظیم آنکو ز رتبت←بخش ۲۴۰ - عبدالغفوربود عبدالغفور اندر مکارم←