شعر را زندگی کن
→ صفی علیشاهصفی علیشاه
صفی علیشاه

بحرالحقایق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱۶۱ - علامات الشیخ الکاملبود بهر چنین شیخی علامات←بخش ۱۶۲ - حکایت ابوحمزهابوحمزه خراسانی که مردیست←بخش ۱۶۳ - التمیزنپنداری شیوع این کودکانند←بخش ۱۶۴ - باب الصاد صاحب‌الزمان و الوقت و الحالشنو از صاحب وقت و زمان حال←بخش ۱۶۵ - صبیح الوجهصبیح‌الوجه شمس بذل و داد است←بخش ۱۶۶ - الصباصبا نفحات رحمانیست کاید←بخش ۱۶۷ - الصدیقبود صدیق تاکید صداقت←بخش ۱۶۸ - صدق‌النورز صدق‌النور بشنو کت بکار است←بخش ۱۶۹ - الصداءصدا بر دل خطور ناپسند است←بخش ۱۷۰ - الصعقبود صعقت اگر دانی اشارات←بخش ۱۷۱ - الصفوهبود صوفت صفا از کدر اغیار←بخش ۱۷۲ - صوره‌الحقگرت با صوره‌الحق است روئی←بخش ۱۷۳ - صورالالهصورهای اله انسان کامل←بخش ۱۷۴ - صوامع‌الذکرصوامع کان بذکر آمد معاین←بخش ۱۷۵ - صورالارادهصورهای اراده گر بری پی←بخش ۱۷۶ - باب الضاد الضنائنضنائن را اگر خواهی خصایص←بخش ۱۷۷ - الضیاءضیاء آن روشنی باشد که در کار←بخش ۱۷۸ - باب‌الطاء الطویلطویل آمد ز اسماء الهی←بخش ۱۷۹ - الطاهربود طاهر که حق بی‌انحرافش←بخش ۱۸۰ - طاهر الظاهربود آن طاهر الظاهر که عاصی←بخش ۱۸۱ - طاهر الباطنبود آنطاهر الباطن که معصوم←بخش ۱۸۲ - طاهرالسربود آن طاهرالسر کوبکونین←بخش ۱۸۳ - الطب الروحانیشنو از طب روحانی مقالات←بخش ۱۸۴ - الطریقهطریقت ملک سلاک راهست←بخش ۱۸۵ - التفریق بین الکامل و الغافلکسی کش نیست تاب ترک نانی←بخش ۱۸۶ - الطمسدگر طمس ار که سیرت در علوم است←بخش ۱۸۷ - باب‌الضاء ظاهر الممکناتشنو از ظاهر الممکن که هست آن←بخش ۱۸۸ - الظلمراداز ظل وجودی دان اضافی←بخش ۱۸۹ - ظل الاولدگر دان ظل اول عقل اول←بخش ۱۹۰ - ظل‌الالهبود ظل اله انسان کامل←بخش ۱۹۱ - باب‌العین العالم بفتح اللامچنین گویند ارباب معانی←بخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملکبود هم عالم جبروت اعلا←بخش ۱۹۳ - العارفز عارف گوش کن گر مرد راهی←بخش ۱۹۴ - التعرفپس از تحقیق عارف کن توقف←بخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفینیکی اندر لباس عارفانست←بخش ۱۹۶ - و من المتعرفینگروهی باز از اهل تعرف←بخش ۱۹۷ - و من المتعرفینگروهی کاهل علم و اختصاصند←بخش ۱۹۸ - کلام آخرتصوف عجز و فقر و انکسار است←بخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوحشنیدی چون تعرفهای مقدوح←بخش ۲۰۰ - عرفانصفی زان شد که بحرش درفشان شد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth