شعر را زندگی کن
→ صفی علیشاهصفی علیشاه
صفی علیشاه

بحرالحقایق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۲۸۱ - عبدالظاهربعبدالظاهر از حق گشت ظاهر←بخش ۲۸۲ - عبدالباطنز عبدالباطن ار جوئی نشانی←بخش ۲۸۳ - عبدالوالیتو عبدالوالی آنرا دان که مطلق←بخش ۲۸۴ - عبدالمتعالمتعال است آن اسمی که هر جا←بخش ۲۸۵ - عبدالبرتو عبدالبر کسی را دان که ذیخیر←بخش ۲۸۶ - عبدالتوابکنم از عبد توابت هم آگاه←بخش ۲۸۷ - عبدالمنتقمتو عبدالمنتقم بشنو کدام است←بخش ۲۸۸ - عبدالعفوبود عبدالعفوت در جنایات←بخش ۲۸۹ - عبدالروفدگر از اولیا عبدالروف است←بخش ۲۹۰ - عبدمالک الملکدگر بشنو ز عبد مالک الملک←بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرامبیان ما ز عبد ذوالجلال است←بخش ۲۹۲ - عبدالمقسطکمال عبد مقسط نیز بشناس←بخش ۲۹۳ - عبدالجامعبعبدالجامع ارجوئی تخلق←بخش ۲۹۴ - عبدالغنیز حق عبدالغنی دارد غنائی←بخش ۲۹۵ - عبدالمغنیتو عبدالمغنی آن را دان بمعنی←بخش ۲۹۶ - عبدالمانعتو عبدالمانع آنرا دان بواقع←بخش ۲۹۷ - عبدالضار و النافعز عبدالضار و النافع شنو هم←بخش ۲۹۸ - عبدالنورز عبدالنور گویم اوست بینا←بخش ۲۹۹ - عبدالهادیبعبدالهادیت روشن صراط است←بخش ۳۰۰ - عبدالباقیبعبدالباقی آن سلطان ایجاد←بخش ۳۰۱ - عبدالوارثتو عبدالوارث آنرا دان که حادث←بخش ۳۰۲ - عبدالرشیددگر از اولیا عبدالرشید است←بخش ۳۰۳ - عبدالصبوردگر از اولیا عبدالصبور است←بخش ۳۰۴ - العبرهز عبرت گویمت تعبیر باهر←بخش ۳۰۵ - العقابعقاب از عقل اول در حقیقت←بخش ۳۰۶ - العلهبود علت بقای حظ سالک←بخش ۳۰۷ - العماعما در نزد ارباب تصوف←بخش ۳۰۸ - العمد المعنویهعمد گویند ارباب کرامات←بخش ۳۰۹ - العنقاءبود عنقا کنایه از هیولا←بخش ۳۱۰ - عوالم اللبسعوالم چیست با لبست بحاصل←بخش ۳۱۱ - العین الثابتهز عین ثابت ارجوئی حقیقت←بخش ۳۱۲ - عین‌الشییز عین‌الشیی صوفی گفته مطلق←بخش ۳۱۳ - عین‌الاله و عین العالمز عین العالم و عین الالهت←بخش ۳۱۴ - عین‌الحیوهبود عین الحیوتت باطن حی←بخش ۳۱۵ - العیدخود آن عودی که بر قلبت پدید است←بخش ۳۱۶ - باب الغین الغرابغراب از جسم کلی شد کنایت←بخش ۳۱۷ - الغشاوهغشاوه پرده‌ئی باشد که حایل←بخش ۳۱۸ - الغناغنا مالکیست بی‌آسیب و مالی←بخش ۳۱۹ - الغوثدگر غوث ار برآنت احتیاج است←بخش ۳۲۰ - غیب الهویه و غیب المطلقدهد غیب الهویه در تمکن←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth