شعر را زندگی کن
→ صفی علیشاهصفی علیشاه
صفی علیشاه

بحرالحقایق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۳۲۱ - غیب‌المصون و غیب‌المکنوندگر غیب‌المصون و غیب مکنون←بخش ۳۲۲ - الغیندگر ز الفاظ اهل فقر غین است←بخش ۳۲۳ - باب‌الفاء الفتقبود فتق آن بنزد اهل تحقیق←بخش ۳۲۴ - الفتوحفتوح اندر لغت باشد گشایش←بخش ۳۲۵ - الفتح القریبمقام قلب باز ار درگشاید←بخش ۳۲۶ - الفتح المبینگرت فتح مبین باشد مبین←بخش ۳۲۷ - الفتح المطلقز فتح مطلب ار پاکیزه روحی←بخش ۳۲۸ - الفترهبود فترت خمود آن حرارت←بخش ۳۲۹ - الفرق الاولیکی از فرق اول گویمت راست←بخش ۳۳۰ - الفرق الثانیدگر بشنو بیان از فرق ثانی←بخش ۳۳۱ - الفرقاننشان از علم تفصیل است فرقان←بخش ۳۳۲ - فرق‌الجمعبفرق الجمع گرداری تدبر←بخش ۳۳۳ - فرق الوصفز فرق الوصف بحرم کرده جوشی‌←بخش ۳۳۴ - الفرق بین المتخلق و المتحققز فرق بین تحقیق و تخلق←بخش ۳۳۵ - الفرق بین‌الکمال و النقص و الشرف و الخسهبسی فرق است بین چار رتبت←بخش ۳۳۶ - الفطوربطور آمد اگر دانی مواقع←بخش ۳۳۷ - الفهوانیهبفهوانیت از کشف مثالث←بخش ۳۳۸ - باب القاف القابلیه الاولیدگر بشنو ز اول قابلیت←بخش ۳۳۹ - قابلیه الظهوردگر هم قابلیت در ظهور است←بخش ۳۴۰ - قاب قوسینشنو از قاب قوسین این اشارت←بخش ۳۴۱ - القیام للهقیام‌الله اندر نزد آگاه←بخش ۳۴۲ - القیام باللهقیام بالله آمد استقامت←بخش ۳۴۳ - القبضشوداز قبض وقت مر دره تنگ←بخش ۳۴۴ - القدمقدم باشد از حق آنحکم سابق←بخش ۳۴۵ - قدم‌الصدققدم کان با اضافه صدق خاست←بخش ۳۴۶ - القربدگر قرب از فنا باشد عبارت←بخش ۳۴۷ - القشردگر قشرت بظاهر رهنمون است←بخش ۳۴۸ - القطببود قطب آن محل نظره الله←بخش ۳۴۹ - القلبدگر از قلب بشنو شرح و معنی←بخش ۳۵۰ - القوامعقوامع ترک میل و آروزهاست←بخش ۳۵۱ - باب‌الکاف الکتاب المبینکتاب بس مبینت لوح محفوظ←بخش ۳۵۲ - الکلبود کل اسم حق بر اعتباری←بخش ۳۵۳ - الکلمهکلمه هست بر چشم مشاهد←بخش ۳۵۴ - کلمه الحضرهکلمه حضرت این خود بیخلاف است←بخش ۳۵۵ - الکنز‌المخفیبود آن کنز مخفی ذات حضرت←بخش ۳۵۶ - الکنودکنود آن عبد نعمت ناشناس است←بخش ۳۵۷ - کون الفطور غیر مشتت للشملکنون کون الفطور آمد به نیت←بخش ۳۵۸ - کوکب الصبحکنم از کوکب صبحت بیانی←بخش ۳۵۹ - الکیمیادهم بازت نشان از کیمیایی←بخش ۳۶۰ - کیمیاء‌السعادهمرا باز از سعادت کیمیائیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth