→ صحیفهٔ دوم در ذکر سادات و علماسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی
صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
۶۰- امیر واقفیاصلش از سادات نیشابور است مدت چهل سال در آستانه سلطان المشارق و المغارب اسدالله الغالب مطلوب کل طالب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب می بود و حال بواسطه بعضی امور هجران آن آستان اعلی آشیان اختیار کرده در تبریز ساکن است و اوقات بطاعات و عبادات میگذراند، گاهی بشعر مشغولی میکند . این مطلع از اوست :←۶۱- سید مایلیاز سادات صحیح النسب کاشان است و در شعر بقصیده گوئی مایل بود در تتبع دریای ابرار امیرخسرو این بیت از قصیده اوست :←۶۲- میر مرتضیپسر امیر مایلی مذکور است . این مطلع از اوست :←۶۳- امیر رازیاسفراینی بود و در کلام و شعر دستی داشت طالب علم و خوش طبع و خوش فهم است این بیت از اوست :←۶۴- امیر بیخودیهمدانی است و چون بیشتر اوقات از تناول بنگ بیخود است بیخودانه اعمال از او سر میزند چنانکه روزی در غلیان نشأه به مسجدی رفته در حالت نماز بنگ او را ربودند بعد از آنکه بیدارش کردند گفت عجب مردم بیحالی بوده اند من در سجده و حالت بودم . این مطلع از اوست :←۶۵-میر رمزی سبزواریبه رمالی مشغول بود و گاهی شعر مردم بنام خود میکند، میگوید که این مطلع از من است :←۶۶- امیر ابوالفتح جنابدیکدخدا و پیشوای آن مملکت است بسیار آدمی خلیق است و ملا و حکیم مشرب و در شعر نیز طبعش خوبست این مطلع از اوست :←۶۷- امیر صدرالدین محمد اسکوئیاسکو دهی است از نواحی تبریز و میر مذکور با سه برادر که ذکر ایشان بعد از این در سلک تحریر درمیآید در خدمت حضرت صاحبقرانی ترقی کلی کردند چنانکه در نوروز و عیدین که خلایق بپای بوس میآمدند شاهزاده ها و امرای بزرگ و سایر سادات پای آنحضرت را بوسه میکردند ایشان دست آنحضرت را بوسه میکردند اما چون روستائی و کم تجربه بودند خاطر جمیع ارکان دولت و اعیان حضرت را از خود آزرده ساختند، بلکه آن حضرت نیز از ایشان به تنگ آمده حکم فرمودند که در اسکو بوده من بعد روی باردوی همایون نفرمایند . گویند که این بیت در باب ایشان گفته بودند :←۶۸- امیر قمرالدین محمودبرادر امیر مذکور است و او نیز اندک طالب علمی و مولویتی دارد از او حیثیتی که مشاهده نمود اصول بود در رقص که با وجود گیسوها از او بد نمی نمود این مطلع از اوست :←۶۹- امیر نظام الدین احمداو نیز برادر سادات مذکور است و اول کلید دار کتابخانه حضرت صاحبقرانی بود. در آخر بدان مرتبه رسید که میخواست وکیل شود و برادر بزرگ خود را صدر کند و برادر دیگر را مهردار اما چون پروانه اقبال ایشان بمهر اختتام رسیده بود هیچکدام بهم نرسیدند . این مطلع از اوست :←۷۰- ابو المحارماو نیز برادر خرد آن بزرگوار است و بسیار پیش خود بر پا و مدمغ و بواسطه شومی او برادران دیگر به عذاب گرفتار شدند.←۷۱- امیر والهی استر آبادیبحرفت قصابی مشغولی مینمود و در سخاوت مثل جوانمرد قصاب مشهور بود. این مطلع از اوست :←۷۲-امیر رضائیاصل او از سادات هزار جریب است اما در شهر سمنان به امر قضا اشتغال داشت این مطلع از اوست :←۷۳- میر مرسلاز شهر ساوه بود و اوقات به بزازی صرف می نمود . این مطلع از اوست :←۷۴- امیر اصیلیاز سادات شهر قم است و سیدی آدمی صفت، این مطلع از اوست :←۷۵- میر شمس الدین محمداز بزرگ زاده های کرمان و کریمان زمانست این مطلع از اوست :←۷۶- میر قریشاز کاشانست و در رمل وقوفی دارد و سایر حالات و احوالش از این بیت و مطلع معلوم میتوان کرد که برای خود گفته :←۷۷- میر زنده دلساوه ایست .ابدال وش و دیوانه طور میگردد . این مطلع از اوست :←۷۸- امیر مرادیاز ولایت استر آبادست شعری که گفته بیشتر هجواست این دو مطلع از اوست :←۷۹- امیرهاشمی بخارائیمولویتی داشت و مدتی بصدارت سلاطین آنجا قیام مینمود این مطلع از اوست:←۸۰- سید عبدالخالقنور بخشی است و از خوش طبعان آن سلسله است و الحق طبعش در شاعری خوب افتاده دیوان غزل تمام کرده این دو مطلع از اوست :←۸۱- میر عبدالصمدکاشانی است عطائی تخلص میکند در نقاشی و تصویر و تذهیب استاد بود این مطلع از اوست :←۸۲- سید مرتضی زرکشنیز از سادات کاشانست دیوانه وش و سودائی مزاج بود جنونش او را بر کارهای عجیب وامیداشت، نوبتی در پیش یکی از حکام گفته بود که بمن چنین نمودند که در قم در فلان ویرانه گنجی است و از آنجا که خام طمعی های حکامست باور کرده بحفر آن حکم کردند اما بغیر از مشقت و رنج از گنج چیزی نیافتند بعد از آن میر مذکور اظهار جنون کرده متوجه گیلان شد این مطلع از اوست :←۸۳- امیر حسین عبدلاز کهنه شاعران کاشان بود این مطلع از اوست :←۸۴- میر محمد شحنهاو نیز از کهنه شاعران آنجاست این مطلع از اوست :←۸۵- امیر سید مظفر طبیباز شهر کاشان است و بطبابت مشغول و در آن علم رسائل پرداخته و در حکمت عملی نیز رساله ای نوشته موسوم به اخلاق هاشمی و دیوان غزل هم دارد . این مطلع از اوست :←۸۶- سید هیبت اللهاز کاشانست و به تجارت مشغولی دارد . و در تیرگری و خوش نویسی مشهور است، این مطلع از اوست :←۸۷- سید یعقوباگر چه اصلش از قم است اما در کاشان متولد گردیده و هم در آنجا بخیاطی اوقات میگذراند این مطلع از اوست :←۸۸- امیر عبداللهپسر امیر عبدالصمد مذکور است و بشعر شناسی مسلم اهل کاشانست . این مطلع از اوست :←۸۹- سید عبدالصمدوصی قاضی عبدالله است که از جمله سادات قاضی سیف الدین است و اجدادش در ری به امر قضا مشغول بوده اند و او نیز مدتی قاضی بود و از علم فقه و انشاء وقوفی داشت این مطلع از اوست :←۹۰- میر عزیز قلندرکاشانی است و از کمال شهرت در هجو و بی قیدی و وسعت مشرب و بی حیائی محتاج به تعریف نیست . هفتاد سال است که اوقات عزیز را بدان خواری میگذراند . این مطلع از اوست :←۹۱- قاضی مسعودکه اکنون بر مسند قضای ری متمکن است پسر قاضی سید عبدالله است، در طبیعت شعر و سلیقه انشاء و تتبع فقه مشهور است . این مطلع از اوست :←۹۲- میر عین القضاتبرادر زاده ی قاضی عبدالله مذکور است طالب علم خوب بود و در شعر هم گاهی فکری میکرد . این مطلع قصیده از اوست :←۹۳- امیر جعفر صادقیاز سادات قاضی سیف الدین است و مرد گوشه نشین این مطلع از اوست :←۹۴- امیر مطیعیمولدش از شهر تون است . و اوقات او به تجارت میگذرد و کریم الطبع است و بهر کس که شعر میخواند تا چیزی باو نمیدهد چیزی نمیخواند و شعر او را معانی خاص بسیار است این سه مطلع از اشعار اوست :←۹۵- سید محمد عواملاز سادات ری است و متقی تخلص میکند وجه تسمیه او آنک در سن کهولت رساله عوامل نحو را میخواند و ظرفا او را بدین اسم مشهور ساخته اند.اکثر اوقات در خواب شعر میگوید این مطلع در تعریف مازندران از اوست :←۹۶- امیر عنایت اللهمتولی مزار امامزاده ی عالیمقدار سید عبدالعظیم رضی الله عنه است که در شهرری است . پیش از تولیت شعری میگفت . این رباعی از اوست :←۹۷- امیر نوراللهپسر سید مذکور است و او نیز مدتی در خدمتگاری آستانه می بود . این مطلع از اوست :←۹۸- امیر سیدبرادر امیر نورالله است و دغدغه شاعری دارد اما ناموزونست روزی در حضور بعضی از یاران بخواب رفته بود بعد از آنکه از خواب برخاست بی آنکه وضو سازد بنیاد نماز کرد، یاران گفتندش که بی وضو چرا نماز میکنی جواب داد که که وضو ساخته و بخواب رفته بودم . گفتند خواب کردی وضویت باطل شد جوابداد . که خاصیت من اینست که در خواب وضوی من باطل نشود!! مصرع : زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست . و این مطلع درویش دهکی را که سی سال پیش گفته بنام خود میخواند.←۹۹- امیر هدایت اللهاو نیز از سادات آنجاست و در تقوی و صلاح از عزیزان دیگر بهتر است و گاهی شعر میگوید و تخلصش عظیمی است . این مطلع از اوست :←