شعر را زندگی کن
→ تذکرهٔ تحفهٔ سامیسام میرزا صفوی
سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

۳۴۴- کوکبیاز شعرای ماوراءالنهر است و در علم ادوار از او چیزها در میان هست، در اوایل در خدمت یکی از سلاطین ازبک می بود آخر در خراسان کشته شد این مطلع از اوست :←۳۴۵- مولانا یار علی تهرانیدر اوایل حال به شیراز رفته مدتها در آنجا باکتساب فضایل مشغول بود، چون بعضی اوقات خود را در آنجا صرف استفاده ی طب نموده بود بنابراین طبیب مقرر شده اکنون صفحات ابدان مردم را مشق خود ساخته، این مطلع از اوست :←۳۴۶- مولانا کاسباز جمله خوش طبعان و نادرگویان یزد است و اکثر اشعارش در غایت سوز و درد، این دو مطلع از آنجمله است :←۳۴۷- خواجه فانی تبریزیاز محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال او تا بحدی بود که یک نوبت هزار تومان به یکجا به رییس میر یوسف اصفهانی بقرض داده بود در آن ولا رییس مذکور نقد جان بقابض ارواح سپرد و فانی از شنیدن این سخن حیات باقی را وداع گفت این مطلع از اوست :←۳۴۸- مولانا پناهیاز داراب جرد است و از جمله اغنیای آنجاست آخر بواسطه شومی حال ریاضت بسیار کشیده پایمال حوادث شد از آن ولایت شاعری بهتر از او پیدا نشده، این مطلع از اوست :←۳۴۹- مولانا مراداز مردم قزوین است بسیار معترض و بیباک بود و بگفتن هجو مبادرت می نمود که آوردن آن لایق سیاق این اوراق نیست . این بیت از اشعار اوست :←۳۵۰- مولانا رضاییاز مردم داراب جرد است و مردی خوش طبیعت، دیوان غزل بهمرسانیده این مطلع از او است :←۳۵۱- شریف محمد صبریاز جمله خوش طبعان تهران است و در پی تحصیل علوم . امید که موفق باشد، در شعر طبعش خوبست و تخلص او صبری است این مطلع از اوست :←۳۵۲- سیماییاز مردم مشهد است و در تقلید، تقلید تیتال میکند اما بدو نمیرسید تیتال مسخره ی مقرر و مقلد بی نظیر خراسان بود. در تزریق گویی چنان ماهر و استاد بوده که چند بیت بلکه هزار بیت در یکساعت میگوید، میگوید که این مطلع را خود گفته ام اما من باور نمیدارم←۳۵۳- انصاری قمیاز شعرای زمان سلطان یعقوب بود . شعرش روان و عام پسند است . این مطلع از اوست :←۳۵۴- مولانا خردیاز دارالمؤمنین قم است مرد بی تعین و بی تکلف است اما در شعر خصوصا غزل، معانی خاص عاشقانه بسیار دارد. این مطلع از او است :←۳۵۵- مولانا قدیمی نقاشاصلش از گیلان است مصور خوبست و در شاعری خود را کمتر از دیگران نمیداند، این دو بیت از اوست :←۳۵۶- مولانا مشفقی بغدادیدر خدمت مولانا لسانی می بود بلکه مولانا را بجای فرزند بود. بخدمت اصحاب شعر بسیار رسیده و در قواعد شعر وقوفی دارد و اوقات بتقوی و طهارت میگذراند و در جواب غزل شیخ کمال خجندی که مطلعش اینست :←۳۵۷- مولانا جانبیتبریزی است و به بگل کاری اوقات میگذراند این از اوست :←۳۵۸- غزالیابریشم فروشی میکند ظرفا او را میمون الشعرا گفته اند از اینکه روی بدی دارد هر چند جهد کرد که از این در گذرند صورت نه بست این مطلع از اوست :←۳۵۹- طفیلیاصلش از مملوکان جهانشاه پادشاه است اوقات به دستار بندی میگذرانید این مطلع از اوست:←۳۶۰- مولانا قوسیتبریزی است و تخلصش از کسب او خبر میدهد، چون عامی است گاهی در قافیه غلط میکند این مطلع از اوست:←۳۶۱- نوری تبریزیدر تابستان سقایی میکند و در زمستان عسل فورشی اشعار بسیار یاد دارد و مردم شهر بواسطه این با او خوش دارند.این مطلع از اوست:←۳۶۲-؟ای خوش آن ساقی که ما را جام بیهوشی دهد←۳۶۳- مولانا عاشقیاز ارنه است که قریه ای از قرای خراسان و سیستان است شاعری پاکیزه گوست و در علم ادوار نقش ها می بندد و صوت های خوب دارد و پیاده بشرف زیارت بیت الله الحرام زاده الله تعالی شرفا و روضه سید اصطفی صلی الله علیه و آله مشرف شده بسیار فقیر و کم سخن واقع شده، دیوان غزل تمام کرده و قصاید خوب هم دارد این غزل و ابیات از اوست :←۳۶۴- مولانا درویشاز تربت خراسان است تخلص باطوارش مناسب در طلب علم اندکی سعی کرده و گاهی مثل این ابیات در سلک نظم میآورد :←۳۶۵- مولانا فتوحیاصفهانی است و در صحافی اندک وقوفی دارد اما بسیار لاابالی و هرزه گرد است این مطلع از اوست :←۳۶۶- مولانا صبریقاضی زاده ی زواره ی عراق است و خود نیز مدتی بآن امر خطیر اقدام مینمود، اما در این ولا ترک آن کرده خود را در زمره ی شعرا داخل ساخته است و در طلب علم زحمتی کشیده و می کشد و در شعر طبعش خالی از انگیزی نیست این چند بیت از اشعار آن شریعت وقار است :←۳۶۶- مولانا ادیمیاز شعرای غیر مشهور اصفهان است مرد بی تعین و چپانی طور است این مطلع از اوست .←۳۶۷- مولانا وداعیاز ولایت خراسان است این مطلع از اوست :←۳۶۸- طاهری رازیپسر مولانا امیدی است این مطلع از اوست :←۳۶۹- معانی یزدیدر شاعری خود را کم از شعرای نامی نمیداند اما در شعر او بموجب المعنی فی بطن شاعر بحسب ظاهر معانی کم میتوان یافت هر چند تخلصش معانی است←۳۷۰- وفایی سبزواریبکسب والا بافی مشغول است که آنهم شعر بافی است و بقدر از تواریخ نیز وقوفی دارد این مطلع از اوست :←۳۷۱- جفایی استر آبادیمردی یتیم و عاشق پیشه، استر آبادیست و شب گرد روزی رقیبی باو رسیده بیکدیگر افتادند و به تیغ تیز با یکدیگر بنیاد جنک کردند و بزخم تیغ بیدریغ هر دو از پای در آمدند و مضمون این بیت به فعل آوردند :←۳۷۲- فردی تبریزیاول بکسب علاقه بندی مشغول بود و از معما و دیگر فنون و شعر خالی نبود آخر جذبه ای باو رسیده ترک علاقه بندی کرد و علایق دنیا را نیز هم چنین، سرو پا برهنه میگردد این مطلع از اوست و مناسبتی بحال خودش دارد:←۳۷۳- عشقی تبریزیمعمایی و کتابه نویس خوب است و گاهی شعر هم میگوید این مطلع از اوست:←۳۷۴- صبوحی شیرازیبه کمر بافی اوقات میگذراند، این مطلع از اوست :←۳۷۵- حاصلی تبریزیاز ابریشم فروشی اوقات میگذراند و گاهی شعر نیز میگوید این مطلع از اوست :←۳۷۶- عزیزی قزوینیبکسب پوستین دوزی در تبریز اوقات میگذراند این دو مطلع از اوست :←۳۷۷- گلشنی شبستریدر تبریز بوکالت و نیابت قضات مشغول بود و گاهی شعری از او سر میزد این مطلع از اوست :←۳۷۸- فصیحی تبریزیدر شهر مذکور به تکمه بندی اوقات میگذراند این مطلع از اوست :←۳۷۹- صافی شیرازیشاعر و طالبعلم و لوند مشرب بود .این مطلع از اوست :←۳۸۰- خرامی تبریزیبه صباحت و ملاحت شهره ی شهر است و به حسن خرامش رفتار و شیرینی گفتار آشوب دهر، حافظ کلام الله نیز هست این مطلع از اوست:←۳۸۱- حقیری تبریزیاز شعرایی است که نو پیدا شده و متجدد است طبعش در شعر خوب است این مطلع از اشعار آن نوباوه ی کمال است :←۳۸۲- فقیری عراقیبه یخنی پزی اوقات صرف میکند و گاه گاه در تنور خیال شعری خام سوز نیز بیرون میآورد این مطلع از اوست :←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth