شعر را زندگی کن
→ مهستی گنجویمهستی گنجوی
مهستی گنجوی

رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱دردا که دلت به مهر من رای نداشت←شمارهٔ ۴۲هنگام صبوح گر بت حورسرشت←شمارهٔ ۴۳بر عارض یار من سپهر از انگِشت←شمارهٔ ۴۴تا با زنخ تو آشنا شد ریشت←شمارهٔ ۴۵در عشق تو هر سوی همی باید رفت←شمارهٔ ۴۶شب‌ها که به ناز با تو خفتم همه رفت←شمارهٔ ۴۷ترکی که جهان به نرگس مست گرفت←شمارهٔ ۴۸من بندهٔ آن جَستن چُست و سُبُکت←شمارهٔ ۴۹چون شانه و سنگ اگر پذیرد رایت←شمارهٔ ۵۰مسکین تُپک اَر نداشتی پروایت←شمارهٔ ۵۱سوگند به آفتاب، یعنی رویت←شمارهٔ ۵۲با خلق به داوری بُوَد قاضی چرخ←شمارهٔ ۵۳در دهر مرا جز تو دل‌افروز مباد←شمارهٔ ۵۴داد شب و روز من شب و روز تو داد←شمارهٔ ۵۵دل بر تو نهادم و نبایست نهاد←شمارهٔ ۵۶کردی به سخن پریرم از هجر آزاد←شمارهٔ ۵۷سوزت همه گِرد جگرم می‌گردد←شمارهٔ ۵۸بیمارم و تب در امتحانم دارد←شمارهٔ ۵۹جان، در ره غمهاش خطر باید کرد←شمارهٔ ۶۰قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد؟←شمارهٔ ۶۱مشکی که ز خون و ختن آهو دارد←شمارهٔ ۶۲شاها فلکت اسب سعادت زین کرد←شمارهٔ ۶۳آن بت که فلک ورا ستایش می‌کرد←شمارهٔ ۶۴معشوقهٔ من تا سپه از یشم آورد←شمارهٔ ۶۵هر کارد که از کشتهٔ خود برگیرد←شمارهٔ ۶۶آن یار کُلَه‌دوز چه شیرین دوزد←شمارهٔ ۶۷چشم تُرکت چو مست برمی‌خیزد←شمارهٔ ۶۸گه جای کمان بازو و دوش تو رسد←شمارهٔ ۶۹گفتم: نظری، که عمر من فاسد شد←شمارهٔ ۷۰خطی که ز روی یار برخاسته شد←شمارهٔ ۷۱جانم ز جداییت به فریاد آمد←شمارهٔ ۷۲سودازدهٔ جمال تو باز آمد←شمارهٔ ۷۳تا از تف آب، چرخ افراشته‌اند←شمارهٔ ۷۴آنها که هوای عشق موزون زده‌اند←شمارهٔ ۷۵شهری زن و مرد در رُخت می‌نگرند←شمارهٔ ۷۶شاهان چو به روز بزم ساغر گیرند←شمارهٔ ۷۷هر تیر که آن تُرک سبک‌سایه زند←شمارهٔ ۷۸انگشتریِ عدلِ تو ای دشمن‌بند←شمارهٔ ۷۹شب را چه خبر که عاشقان می چه کشند←شمارهٔ ۸۰دل را چو می ِ لب تو مدهوش کند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth