→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
اشعار متفرقه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۴۱سخن با من نمیگویی در آزارم چرا داری←شمارهٔ ۴۴۲مرا حال از غم عشقت دگرگون شد نپرسیدی←شمارهٔ ۴۴۳شب فتادهای میگفت سر به پای دیواری←شمارهٔ ۴۴۴شتابان از برم مانند عمر ای بیوفا رفتی←شمارهٔ ۴۴۵ای دل به عشق کار نداری چهکارهای←شمارهٔ ۴۴۶به خون بیدلان آهنگ کردی←شمارهٔ ۴۴۷نداری پای کم از شمع بزمت در نظربازی←شمارهٔ ۴۴۸قامت سرو و رخ گل داری←شمارهٔ ۴۴۹چو زخم از خنده خون گریم ز حال من چه میپرسی←شمارهٔ ۴۵۰منظور او نگردید یاری و دوستداری←شمارهٔ ۴۵۱غم نیست کشتیم شد در فقر اگر تباهی←شمارهٔ ۴۵۲دارم از زلف و خطش حال تباهی عجبی←شمارهٔ ۴۵۳در کوی جانان یک دل نیابی←شمارهٔ ۴۵۴دلی دارم که از بس نامرادی←شمارهٔ ۴۵۵من مستم و رند و لاابالی←شمارهٔ ۴۵۶فتادی بر کنار از خلق نی دیدی نه وادیدی←شمارهٔ ۴۵۷جامهٔ شیر و شکر پوشیدی←شمارهٔ ۴۵۸ای آیینه به سادهرخان چهره میشوی←شمارهٔ ۴۵۹نمیترسد از معصیت تیره طینت←شمارهٔ ۴۶۰هزارگونه بلا وین دل فگار یکی←شمارهٔ ۴۶۱از ریش خود دلا بر آن لب سخن مگو←شمارهٔ ۴۶۲ز درد دوریت هرچند من در آتشم اما←شمارهٔ ۴۶۳فلک را نیست هرگز بر دل افگار ما رحمی←
→ صفحهٔ قبل۱۲ از ۱۲