→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
اشعار متفرقه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۴۱دل بارها گداخت ولیکن نشد درست←شمارهٔ ۲۴۲بتی بیرحم و خونین دست قصابی که من دارم←شمارهٔ ۲۴۳کسی مثل تو بر روی زمین نیست←شمارهٔ ۲۴۴در سراغ یوسف گمگشته دل←شمارهٔ ۲۴۵لعل خوشحرف تو از بس که گهر میریزد←شمارهٔ ۲۴۶مرد یاران رقیب کافر مرد←شمارهٔ ۲۴۷خوش چشم صورتی پسران ادا فروش←شمارهٔ ۲۴۸ما خوار شدیم از عزیزان←شمارهٔ ۲۴۹چشم شوخش به عین بیماری←شمارهٔ ۲۵۰کمان عشق کشیدن اگرچه آسان نیست←شمارهٔ ۲۵۱دل به زلف یار میجستم به خود پیچید و گفت←شمارهٔ ۲۵۲به من از بس که دارد خار صحرای جنون الفت←شمارهٔ ۲۵۳قیمت خویشتن شناختهام←شمارهٔ ۲۵۴خوش آن روزی که آن روی جهانافروز میآید←شمارهٔ ۲۵۵کوهکن را به یاد عارض یار←شمارهٔ ۲۵۶ای دل از دامن آه سحری دست مدار←شمارهٔ ۲۵۷هوای ملک محبت همیشه یکسان است←شمارهٔ ۲۵۸خانهٔ صیاد میبایست نزدیک چمن←شمارهٔ ۲۵۹غرور حسن کی حکم خمیدن میدهد او را←شمارهٔ ۲۶۰قانون نشاط مینوازد←شمارهٔ ۲۶۱چه بگویم به ما جفا کم کن←شمارهٔ ۲۶۲کوته نگشت قصهٔ سوز و گداز من←شمارهٔ ۲۶۳دلم شکسته رسید از سفر پس از دیری←شمارهٔ ۲۶۴یک ره به یار سرکش من ای صبا بگو←شمارهٔ ۲۶۵گر همه سنگ است آرد سجده پیش جلوهات←شمارهٔ ۲۶۶نتوانم ز یاد او رفتن←شمارهٔ ۲۶۷معتبر نیست خط خوبی مهر←شمارهٔ ۲۶۸ازان عاشق چه پرسی لذت عشق←شمارهٔ ۲۶۹سخت خونریز ابروی داری←شمارهٔ ۲۷۰سیر گردیدهام ز دیدن او←شمارهٔ ۲۷۱فلک چون دردها میکرد تقسیم←شمارهٔ ۲۷۲دل جانان ز عالم دگر است←شمارهٔ ۲۷۳گریهٔ من خلعت بیتابی دارد به بر←شمارهٔ ۲۷۴در چمن رفتی شکست از جلوهات شأن بهار←شمارهٔ ۲۷۵نظر به خاک در یار سرمه بیسنگ است←شمارهٔ ۲۷۶اسیر کافری گشتم ز تقدیر←شمارهٔ ۲۷۷دلبران دارند گر ذوق نگاه از یکدگر←شمارهٔ ۲۷۸نی به سرو این گلستان نی به گل الفت بگیر←شمارهٔ ۲۷۹یار میآید شنیدم پیش رفتن شد ضرور←شمارهٔ ۲۸۰صبا ز چشم من این خاک پا دریغ مدار←