→ واقف لاهوریواقف لاهوری
واقف لاهوری
اشعار متفرقه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۲۸۱قطرههای گریهٔ مستانه چون بندد قطار←شمارهٔ ۲۸۲تا دید چشم مستت از پا فتاد نرگس←شمارهٔ ۲۸۳فشارد گرچه در میدان خوش چشمی قدم نرگس←شمارهٔ ۲۸۴از مردن ما نوحه و افغان نکند کس←شمارهٔ ۲۸۵سرگذشت دل مگو مشنو مپرس←شمارهٔ ۲۸۶دل خون میخوریم در دنیا←شمارهٔ ۲۸۷خط پشت لب شیرین شما←شمارهٔ ۲۸۸ز بس در فن گیرایی بود استاد مژگانش←شمارهٔ ۲۸۹ز خون من سرانگشتان خضابآلوده بینندش←شمارهٔ ۲۹۰هزار بار گذشتست از دلم تیرش←شمارهٔ ۲۹۱مانند شیشه هر که بود سرکشی فنش←شمارهٔ ۲۹۲ز مشت استخوان من هما رزق تو حرمان شد←شمارهٔ ۲۹۳ز ابنای جنس کی شود اصلاح کار کس←شمارهٔ ۲۹۴خدا داند ز شست کیست این تیری که من خوردم←شمارهٔ ۲۹۵قطع نظر نمودم از لطف گاهگاهش←شمارهٔ ۲۹۶از بوی درد مغز تو را کی خبر شود←شمارهٔ ۲۹۷به کام دیگران یک عمر کردی ای فلک گردش←شمارهٔ ۲۹۸میخورم از غم هجران دل خویش←شمارهٔ ۲۹۹من که باشم تا نشیند نقش من در صحبتش←شمارهٔ ۳۰۰کار کردم مدتی بر گفتهٔ دلدار خویش←شمارهٔ ۳۰۱میانهٔ من و زلف است بر سر دل بحث←شمارهٔ ۳۰۲شب که گرم سوختن شد داغ سودا همچو شمع←شمارهٔ ۳۰۳تیرهروزان تو را سرمایهٔ حسن است داغ←شمارهٔ ۳۰۴نی همین سررشته گم کرده است آهم زیر اشک←شمارهٔ ۳۰۵درین چمن بشکفتن نمودهایم درنگ←شمارهٔ ۳۰۶به عشق ساده رویان زاری دل←شمارهٔ ۳۰۷نه در کنج قفس از دوری گلشن به فریادم←شمارهٔ ۳۰۸روزی که مبتلای تو ای جان گسل شدم←شمارهٔ ۳۰۹من به بزم تو نه بر رغم حسود آمدهام←شمارهٔ ۳۱۰بر سر کوی کسی دوش ز پا افتادم←شمارهٔ ۳۱۱ز دامن تو فتاد است تا جدا دستم←شمارهٔ ۳۱۲تا کی سر نیاز بر آن آستان نهم←شمارهٔ ۳۱۳از برای خویش هر دم قاتلی خوش میکنم←شمارهٔ ۳۱۴شکایت از مژهٔ شوخ آن پسر دارم←شمارهٔ ۳۱۵چو نیست قوت آن کز زمانه بگریزم←شمارهٔ ۳۱۶بوی آن گل پیرهن آورده باد صبحدم←شمارهٔ ۳۱۷نه من به کعبه نه در دیر خانه میخواهم←شمارهٔ ۳۱۸زین سعی عبث آه به جای نرسیدم←شمارهٔ ۳۱۹حال دل زار چون نویسم←شمارهٔ ۳۲۰ما ز آب دیده خاک کوی او گل کردهایم←