→ مثنویهارودکی
رودکی
ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۸۱ار همه خوبی و نیکی دارد او←بخش ۸۲تنگ شد عالم برو از بهر گاو←بخش ۸۳گفت: فردا بینیام در پیش تو←بخش ۸۴کاش آن گوید که باشد بیش نه←بخش ۸۵هیچ گنجی نیست از فرهنگ به←بخش ۸۶روی هر یک چون دو هفته گرد ماه←بخش ۸۷اخترانند آسمانشان جایگاه←بخش ۸۸سوس پرورده به می بگداخته←بخش ۸۹پر بکنده، چنگ و چنگل ریخته←بخش ۹۰نزد تو آماده بدو آراسته←بخش ۹۱سنجد چیلان بدو نیمه شده←بخش ۹۲هست از مغز سرت، ای منگله←بخش ۹۳بهترین یاران و نزدیکان همه←بخش ۹۴پس بیو بارید ایشان را همه←بخش ۹۵جای کرد از بهر بودن کازهای←بخش ۹۶گفت: ای من، مرد خام کل درای←بخش ۹۷بینی و گنده دهان داری و نای←بخش ۹۸پیسی و ناسور کون و گربه پای←بخش ۹۹آبکندی دور و بس تاریک جای←بخش ۱۰۰زشت و نافرهخته و نابخردی←بخش ۱۰۱من سخن گویم، تو کانایی کنی←بخش ۱۰۲دستگاه او نداند کز چه روی؟←بخش ۱۰۳شو، بدان گنج اندرون خمی بجوی←بخش ۱۰۴چون یکی جغبوت پستانبند اوی←بخش ۱۰۵خم و خنبه پر ز انده، دل تهی←
→ صفحهٔ قبل۳ از ۳