شعر را زندگی کن
→ حافظحافظ
حافظ

اشعار منتسب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را←شمارهٔ ۴۲تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا←شمارهٔ ۴۳خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی←شمارهٔ ۴۴چون در جهان خوبی امروز کامکاری←شمارهٔ ۴۵ساقی اگرت هوای ما هی،←شمارهٔ ۴۶برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم←شمارهٔ ۴۷دلبر و جانان من برد دل و جان من←شمارهٔ ۴۸عید است و موسم گل، ساقی بیار باده←شمارهٔ ۴۹ - رباعیروزی که فلک از تو بریده‌ست مرا←شمارهٔ ۵۰اکنون که ز گل باز چمن شد چو بهشتی←شمارهٔ ۵۱ - رباعیزآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد←شمارهٔ ۵۲ - رباعیشب رفت به پایان و حکایت باقیست←شمارهٔ ۵۳ - رباعییا کار به کام دل مجروح شود←شمارهٔ ۵۴ - رباعیراه طلب تو خار غم‌ها دارد←شمارهٔ ۵۵گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود←شمارهٔ ۵۶آفتاب از روی او شد در حجاب←شمارهٔ ۵۷مدتی شد کآتش سودای تو در جان ماست←شمارهٔ ۵۸آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند←شمارهٔ ۵۹دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید←شمارهٔ ۶۰تنم ز رنج فراوان همی نیاساید←شمارهٔ ۶۱صباح جمعه بُد و سادس ربیع نخست←شمارهٔ ۶۲درین وادی به بانگ سیل بشنو←شمارهٔ ۶۳دل شوق لبت مدام دارد←شمارهٔ ۶۴ز دل بر آمدم و کار بر نمی‌آید←شمارهٔ ۶۵سر ِ سودای تو اندر سر ما می‌گردد←شمارهٔ ۶۶ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد←شمارهٔ ۶۷من خرابم زغم یار خراباتی خویش←شمارهٔ ۶۸نیست کس را ز کمند سر زلف تو خلاص←شمارهٔ ۶۹حسن و جمال تو جهان جمله گرفت طول و عرض←شمارهٔ ۷۰گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط←شمارهٔ ۷۱ز چشم بد رخ خوب تو را خدا حافظ←شمارهٔ ۷۲ای برده دلم را تو بدین شکل و شمایل←شمارهٔ ۷۳الم یأن للحباب أن یترحموا←شمارهٔ ۷۴خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم←شمارهٔ ۷۵نصیبِ من چو خرابات کرده است اِله←شمارهٔ ۷۶هر که آمد در جهان پر ز شور←شمارهٔ ۷۷در این وادی به بانگ سیل بشنو←شمارهٔ ۷۸ای داده بیاد دوستداری←شمارهٔ ۷۹فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی←شمارهٔ ۸۰ز خواب مستی دوشین چو دیده بگشودم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth