→ مختارنامهعطار
عطار
باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱تا چند ازین نقش برآورده که هست←شمارهٔ ۸۲آنجا که زمین را فلکی بینی تو←شمارهٔ ۸۳هر جان که ز حکم مرکز دوران رفت←شمارهٔ ۸۴آن سالک گرم روْ که در شیب و فراز←شمارهٔ ۸۵هان ای دل بیخبر! کجاییم بیا←شمارهٔ ۸۶دل را نه ز آدم و نه حواست نسب←شمارهٔ ۸۷عشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشت←شمارهٔ ۸۸در عشق نماند عقل و تمییز که بود←شمارهٔ ۸۹آن دل که ز شوق نور اکبر میتافت←شمارهٔ ۹۰از بس که بدیدم ز تو اسرار عجب←شمارهٔ ۹۱یارب چه نهان چه آشکارا که تویی←شمارهٔ ۹۲هر روز به حسن بیشتر خواهی بود←شمارهٔ ۹۳جانا غمِ عشق تو بجان نتوان داد←شمارهٔ ۹۴در راه تو گم گشت دویی اینت عجب!←شمارهٔ ۹۵آن دیده که توحید قوی میبیند←شمارهٔ ۹۶جانا ز میانِ من و تو دست کراست←شمارهٔ ۹۷جانا نه یکیام نه دوام اینت عجب!←شمارهٔ ۹۸دل خستهٔ سال و بستهٔ ماه نماند←شمارهٔ ۹۹چون باز دلم غمِ ترا زقّه نهاد←شمارهٔ ۱۰۰در عشق توام شادی و غم هیچ نبود←
→ صفحهٔ قبل۳ از ۳