→ مختارنامهعطار
عطار
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت←شمارهٔ ۴۲ای دل به امید هم نفس چند روی←شمارهٔ ۴۳چون وصل نیامد به کسی اولیتر←شمارهٔ ۴۴این گنبد خاکستری پر اخگر←شمارهٔ ۴۵ای بس که ز شوق چرخ دوّار بگشت←شمارهٔ ۴۶هم عقل طلسم جسم و جان باز نیافت←شمارهٔ ۴۷جانا رخ چون تویی به حس نتوان دید←شمارهٔ ۴۸چون باد همی نیاید از سوی تو بر←شمارهٔ ۴۹جان نتواند هیچ سزاوار تو گشت←شمارهٔ ۵۰آواز به عشق در جهان خواهم داد←شمارهٔ ۵۱گر در طلبت ز روی تو مانم باز←شمارهٔ ۵۲هر کو گهر وصل تو در خواهد خواست←شمارهٔ ۵۳هرگه که من از وصل تو بابی شنوم←شمارهٔ ۵۴چون وصل تو یک ذرّه نیفتاد به دست←شمارهٔ ۵۵ای کاش دلم را سر آهی بودی←شمارهٔ ۵۶این خود چه عجایبست کآمیختهای←شمارهٔ ۵۷آنها که ز باغ عشق گل میرُفتند←شمارهٔ ۵۸حاصل ز غم عشق توام بدنامیست←شمارهٔ ۵۹نادیده ترا شرح سروپات خوش است←شمارهٔ ۶۰گاهی ببریدی و گهی پیوستی←شمارهٔ ۶۱من بی دلم و اگر مرا دل بودی←شمارهٔ ۶۲تا پاک نگردد دل این نفس پرست←شمارهٔ ۶۳هر دم ز تو درد بیشتر خواهم برد←شمارهٔ ۶۴در عشق تو با خاک یکی خواهم شد←شمارهٔ ۶۵جان بوی تو جست ازدل ناشاد و نیافت←شمارهٔ ۶۶زان روز که حسنت علم عشق افراخت←شمارهٔ ۶۷چون گل یابم بوی تو زو میبویم←شمارهٔ ۶۸ای جمله اشارات و رموزم از تو←شمارهٔ ۶۹هرچند که نیست در رهت دولت یافت←شمارهٔ ۷۰در عشق تودل هزار جان تاوان داد←شمارهٔ ۷۱چون نیست ره هجرِ ترا پایان باز←شمارهٔ ۷۲اول ز همه کار جهان پاک شدم←شمارهٔ ۷۳مینشناسد کسی زبان من و تو←شمارهٔ ۷۴یکتا بودم دوتائی افتاد مرا←شمارهٔ ۷۵چون وصل تو تخم آشنائی انداخت←شمارهٔ ۷۶هم عمر به بوی تو به آخر بردیم←شمارهٔ ۷۷تا بی رخ یار محرمم بنشسته←شمارهٔ ۷۸گه قصد دل ممتحنم میداری←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲