خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۴
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این گنبد خاکستری پر اخگرگه در خونم کشید و گه خاکستر
۲
از غصهٔ آن کزو نمییافت خبراز سر میشد به پای و از پای به سر
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد