شعر را زندگی کن
عطار

باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱نه همچو منت به مهر یاری خیزد←شمارهٔ ۲چون من به خلاف تو نکردم کاری←شمارهٔ ۳گر با غم تو مرا شماری نبود←شمارهٔ ۴ای گشته دلم بی تو چو آتشگاهی←شمارهٔ ۵از دل گرمی که در هوای تو مراست←شمارهٔ ۶عشق تو که همچو شمع میسوخت مرا←شمارهٔ ۷گر هیچ نظر کنی به روی ما کن←شمارهٔ ۸تا جان دارم سر وفا دارم من←شمارهٔ ۹تاکی نفسی از سر صد درد زدن←شمارهٔ ۱۰ناکرده به پرِّ پشهای دمسازی←شمارهٔ ۱۱خون ناخوردن به از وبالست ترا←شمارهٔ ۱۲شب نیست که دل حزین ندارم از تو←شمارهٔ ۱۳در کوی تو جان گوشه نشین میدانم←شمارهٔ ۱۴تا کی رانی از در خود دربدرم←شمارهٔ ۱۵چون دل ز غم عشق تو یک ره جان برد←شمارهٔ ۱۶در عشق تو من گرد جنون میگردم←شمارهٔ ۱۷گه درد توام ز پرده آرد بیرون←شمارهٔ ۱۸دیوانه شدم زلف تو زنجیر کنم←شمارهٔ ۱۹امروز چنین بر سر غوغای توام←شمارهٔ ۲۰جانا ره بدخویی ناساز مگیر←شمارهٔ ۲۱جانا بگذر به کوی ما یک باری←شمارهٔ ۲۲دل بِهْ ز تو دمساز نیابد هرگز←شمارهٔ ۲۳گر جان گویم هست پس پردهٔ تست←شمارهٔ ۲۴بس طیره بماندم ز طنّازی تو←شمارهٔ ۲۵تا چند من سوخته را رنجانی←شمارهٔ ۲۶نه مرهم خون خوارهٔ خود خواهی کرد←شمارهٔ ۲۷هر کاو نه به جان کناره جوید از تو←شمارهٔ ۲۸از آهِ درون کام و زبانم بمسوز←شمارهٔ ۲۹در ششدرهٔ غمم بمگداز آخر←شمارهٔ ۳۰هر لحظه همی بیشترم میسوزی←شمارهٔ ۳۱تا در دل من آتش عشقِ تو فروخت←شمارهٔ ۳۲تا کی دل و جان دردمندم سوزی←شمارهٔ ۳۳من با تو بدی نکردم ای بینایی←شمارهٔ ۳۴هم رهبر این عاشق گمراهی تو←شمارهٔ ۳۵گر بی تو دمی خون جگر مینخورم←شمارهٔ ۳۶گه راندهٔ دربدرم میداری←شمارهٔ ۳۷گاهی به بر خویشتنم میخوانی←شمارهٔ ۳۸ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی←شمارهٔ ۳۹هر لحظه به سوی من شبیخون آری←شمارهٔ ۴۰گه با من دلخسته کنی دمسازی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth