خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۵
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بی تو دمی خون جگر مینخورمآغشته همی شوم ز خون جگرم
۲
کار تو به هیچ گونه پی مینبرمسر گردانا که من به کارتو درم!
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق