→ مختارنامهعطار
عطار
باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱دوش آن بت مستم به طلب آمده بود←شمارهٔ ۴۲دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم←شمارهٔ ۴۳چندان که به ناله میگشایم لب را←شمارهٔ ۴۴گر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲