خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ابر صفت همی کنم خنده و گریه کار خودخنده زنم بکار او گریه کنم بکار خود
۲
عمر در از صرف شد بر سر زلف مهوشانکردم از این خیال کج تیره روزگار خود
۳
حال تباه شد مرا نامه سیاه شد مراهم مگرم مدد کند دیده اشکبار خود
۴
خوشه ای از کرم دهد صاحب خرمنی مگر من که بباد داده ام حاصل کشتزار خود
صفحهٔ ۱ از ۳