خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طرب آن نیست که ایام بهاری برسدعیش آن است که پیغام نگاری برسد
۲
دل سودازده از سینه به زلفت پیوستچون غریبی که ز غربت به دیاری برسد
۳
آه من میگذرد باخبر ای خرمنِ حُسنهان مبادت که از این برق شراری برسد
۴
عشق پیلافکن و رخ تافتن از وی صَعب استمات ماندیم مگر شاهسواری برسد
صفحهٔ ۱ از ۴