شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌فروشان مددی کار ز حد مشکل شدپنبه شد رشته و آن سعی طلب باطل شد
۲
رفتم از یاد حریفان و نمی‌پرسندممگر از ذکر غم عشق دلم غافل شد
۳
چه توان گفت از این لجه پرموجه عشقکه هر آن بحر به جنبش بنهی ساحل شد
۴
سحرش بر در میخانه به جامی دادمآنچه در مدرسه از وسوسه‌ام حاصل شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth