شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده صافی شد و گل پرده ز رخسار افکندبایدت با خم می رخت به گلزار افکند
۲
مصریان گو نشناسید دگر دست و ترنجکز وفا یوسف ما پرده ز رخسار افکند
۳
لاجرم چاره بیچارگی خویش کندهرکه خود را به در میکده ناچار افکند
۴
مرغ آزاد چه دیده است ز صیاد که دوشخویش را در قفس مرغ گرفتار افکند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth