خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژده ای دل که اویسی ز قَرَن میآیدبوی رحمٰن به من از سمت یمن میآید
۲
عشق چو نور نبی در دل من جلوهگر استعجبی نیست اویس ار ز قَرَن میآید
۳
شوکت خار شد و نوبت دم سردی دیبلبلان مژده که گل سوی چمن میآید
۴
زاغ گو نغمه ناخوش مرا اندر باغکه سحر بلبل با صوت حسن میآید
صفحهٔ ۱ از ۳