شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایکه زحی میرسی حالت لیلا چه بوددر حق مجنون چه گفت از که سخن میشنود
۲
بود کرا عزتی پیش سگان درشدر زوفا پاسبان بر رخ که میگشود
۳
در خم چوگان زلف داشت سری یا نداشتگوی سعادت بگو تا که زمیدان ربود
۴
تخم وفا کاشتم تا بر وصلش خورمکشته عشاق را تا که در آنجا درود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth