خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همگی دشمن جان آفت دینند و دلندیا رب این طایفه خوبان نه خود از آب و گلند
۲
نه تو را سینه سیمین و دل سنگین استهر کجا سیم تنانند همه سنگدلند
۳
همه در برج مهی ماه ولی ماه تمامهمه در باغ بهی سرو ولی معتدلند
۴
از تو عشاق بیک لمحه جدائی نکنندزآنکه چون حسن و نظر جمله به تو متصلند
صفحهٔ ۱ از ۳