شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کردیاد زلف که زسر تا قدمم سودا کرد
۲
آنکه از دایره کون و مکان بیرون بودحیرتم کز چه سبب در دل تنگم جا کرد
۳
گرچه شد سینه سینا به تجلی معروفجلوه روی تو بس سینه و دل سینا کرد
۴
عکس رخساره ساقی چو در افتاد بجامسجده اندر قدم ساغر می مینا کرد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth