شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وه که از ما جز گنه بر می نیاید هیچکارنفس سرکش کرد صرف خودپرستی روزگار
۲
گرچه احصامی نشاید کرد عصیان مرادر شمار اما نیاید پیش عفو کردگار
۳
قاصر آمد چون زبان از شکر آلای اللهعجز باید پیش شکر نعمت پروردگار
۴
میل طاعت بودم و تقوی و پرهیز ایدریغعقل شد مغلوب نفس شوم ناپرهیزگار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth