خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه گلشن است از شرر برق در خطرای باغ حسن زآه من خسته الحذر
۲
اندیشه کن که تازه بهارت خزان شودآهم زدل برآید اگر در دم سحر
۳
چون چشم عاشقان نبود ابر سیل خیزچون آه خستگان نبود برق را شرر
۴
تو صد پدر مجاور بیت الحزن کنییعقوبی ارچه کور شد از فرقت پسر
صفحهٔ ۱ از ۳