خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بدبستان دل عشق شد آموزگارکس زفلاطون عقل می نبرد انتظار
۲
باده که غفلت زده است مست کند هوشیارساقی خاصان بیار آینه کردگار
۳
بیهده نبود نظر وقف رخ هر نگارکاینه رویان شدند مظهر پروردگار
۴
شاهد بزم ار توئی شمع ندارد فروغساقی دور ار توئی باده ندارد خمار
صفحهٔ ۱ از ۴