خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریروز نقش نظیر تو خجل خامه تقدیر
۲
یک دوره زکریاس تو حاشا که کند طیصددور گر افلاک درآیند بتدویر
۳
سودای تو افزود جنون کاست دل ودینگم شد بکف از زلف تو سررشته تدبیر
۴
زنار ببر بت شکن و سبحه فروهلتا چند دهی رشته باین دانه تزویر
صفحهٔ ۱ از ۳