خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه ای زلف که گه مشگ دهی گه عنبرکه بود چین و ختا در همه چینت مضمر
۲
تو و داود زره گر شده بی آتش لیکاو زره ساخت زآهن تو زمشک و عنبر
۳
سبحه شیخ زتو پاره و زنار مغانهم مسلمان زتو در شکوه بود هم کافر
۴
گه زنی مروحه بر آتش دلهای کبابگه شوی عود و زخط دود کنی در مجمر
صفحهٔ ۱ از ۳