خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغبانا زحسد چند فرو بندی درکه رود بلبل باغت بگلستان دگر
۲
عاشق است و گل دیگر بکف آرد ناچارکه بر او عرضه کند عشق بهر شام و سحر
۳
خوشه چین صاحب خرمن چه براند زدریگو مرانش که بخرمن زند از آه شرر
۴
داری ای زلف بسی بار دل مشتاقانهان خدا را چکنی تکیه بر آن موی کمر
صفحهٔ ۱ از ۳