خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی گل رویت یکیست بوی گل و نیش خارفرش حریر است خار در ره جویای یار
۲
مجمر روی تو را خال مجاور شدهکی بود اسپند را بر سر آتش قرار
۳
فرق من و شیخ شهر چیست بگویم تماماو بعمل نازد و ما بتو امیدوار
۴
اشترت ار در قطار هست بر او بار نهمن که گسستم قطار چند کشی زیر بار
صفحهٔ ۱ از ۳