شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرامد گر بفرخار آن بت مهروی و مه پیکربنقش او بماند خیره همچون نقش بت بتگر
۲
باین پیکر نزاید آدمی حورای غلمان وشباین منظر نیاید حور مهروی و پری پیکر
۳
بعارض گل بخنده مل بقد سرو و بمو سنبلبنفشه بر سمن دارد بدرج لعل لب گوهر
۴
تف رخساره اش نیران سلاسل کردش آویزانکشیده گردن خورشید و مه از زلف در چنبر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth