خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفت پرده ز رخسار شاهد منظورکه آفتاب نیارد که باز پوشد نور
۲
و ان یکاد بر آن چهره زد رقم خطتکه باد چشم بدان از جمال خوبان دور
۳
تو را که خار غم گلرخی به پای دل استخروش بلبل شوریده داریاش معذور
۴
به نیمهشب چو درآیی به بزم منتظرانبه صبح وصل مبدل کنی شب دیجور
صفحهٔ ۱ از ۳