خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر توئی ساقی ما باده خلر چه ضرورور توئی شاهد ما لعبت کشمر چه ضرور
۲
بهر تسخیر دلم صف زده خیل مژه اتاز پی ملک خراب این همه لشکر چه ضرور
۳
مردم دیده چو دید آن مژه با خود گفتاخون زقیفال روانست به نشتر چه ضرور
۴
شب وصلست و مه ما بوثاق است امشببر فلک تابش این کوکب و اختر چه ضرور
صفحهٔ ۱ از ۲