خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا نقش نبسته بضمیر آیه نورگو بخوان فاتحه و صورت او بین از دور
۲
با پری آدمئی گر بمثل جمع شودشاید ار زاید همچون تو بهشتی رو حور
۳
هر کرا شب چو تو غلمان بهشتی بسراستگر بفردا طلبد حور بود عین قصور
۴
تا بصبح رخ تو شمع صفت سربازمسوخت سر تا بقدم جان بشبان دیجور
صفحهٔ ۱ از ۳