شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهد آن بوسه که خوردم زلب شیرینشزهر در کام شد از مهر رقیب و کینش
۲
جان فرهاد بتلخی زکفش رفت برونخسروا فاش مکن قصه بر شیرینش
۳
پرده ام چرخ دریده است بیک چشم زدنبگسلانم زمژه عقدمه و پروینش
۴
دامن از لاله و گل پر بودم زابر مژهباعبان گو ببرد باغ گل و نسرینش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth