شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۶۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا که در میخانه وحدت علی شد میفروشبا بقای میفروش این خم نمی افتد زجوش
۲
زاهد آن لحظه شود صوفی که گردد خرقه پوشصوفی آنساعت شود صافی که گردد درد نوش
۳
خانه کی سارند اندر راه سیل اصحاب عقلجای اندر بزم مستان کی کند ارباب هوش
۴
دوش بر دوشند خیل عقل و دینش از قفاتا که آنمه زلف مشکین را در افکنده بدوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth