خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حدیثی دیگری کرده مگر گوشکه بلبل عهد گل کرده فراموش
۲
چو بلبل رفت از گلشن به کهسارتوهم ای گل زبلبل رخ فراپوش
۳
مرا تا آتش سوداست بر سرنخواهد افتاد این دیگ از جوش
۴
کجا منت برد از می فروشانکسی کامد زساقی مست و مدهوش
صفحهٔ ۱ از ۳